خشونت علیه زنان از دیدگاه اسلام

خشونت علیه زن از دیدگاه اسلام

 مقدمه:

تاریخ نشان دهنده این است که خشونت علیه زنان از زمانهای طولانی در جوامع بشری مروج بوده است، در یونان باستان زنان از حق رأی محروم بودند و گاهی به خرید و فروش گذاشته می شدند. رسوم و عنعنات عصر جاهلیت زنان را پست می شمرد و زن بعد از وفات همسرش به مانند اموال به میراث می رفت. جاهلیت عرب به اندازه ای زن و دختر را پست می شمردند که هر گاه دختری در خانه آنها به دنیا می آمد تا مدتی خود را به دیگران از شرم نشان نمیدادند، دختران را زنده به گور می کردند و زن بیچاره ای که در خانه اش دختر به دنیا آمده بود با انواع خشونت ها روبرو بود.

خداوند در سوره نحل می فرماید: «زمانیکه به یکی از آنها مژده دهند که خانم تو دختر بدنیا آورده، (از شدت غم و حسرت) رخسارش سیاه شده و سخت دلتنگ و خشمگین می گردد.» (سوره نحل: آیه ۵۸)  همچنان در آیه دیگر می فرماید: «بخاطر مژده بدی که به او داده شده از قوم و قبیله خود (در جائیکه او را نبینند) پنهان میشود، (و به فکر میافتد که) آیا او (دخترک) را با قبول ننگ و ذلت نگهدارد و یا در خاک زنده به گورش کند؟ آگاه باشید که اینها (نسبت به دختران) چه بد فیصله می کنند.» (سوره نحل: آیه ۵۹)

ظهور اسلام چهره جدیدی از بشریت را جلوه گر شد، پیامبر در اولین اقدامات خویش زنده بگور نمودن دختران را غیر انسانی و اسلامی دانست، سیاه و سفید، زن و مرد را یکی دانسته و برتری را به تقوای الهی خلاصه نمود. آیات و احادیث زیادی موجود است که نشانگر توجه به زن به عنوان کسی که به گفته قرآن از جنس مرد آفریده شده است، می باشد. با مطالعه سیره پیامبر بزرگ اسلام متوجه خواهیم شد که ایشان نیز همواره با همسران خویش و دیگر زنان با مهر و عطوفت برخورد نموده و هیچ نمونه خشونت از جانب ایشان را در متون تاریخی شاهد نیستیم.

  1. بررسی متون دینی:

همانگونه که اشاره شد آیات و روایات زیادی وجوددارند که خشونت را نفی نموده، انسانها را یکی می داند و برتری را تنها در تقوای الهی. در این بخش به بررسی آیات و برخی از احادیث در رابطه به موضوع می پردازیم.

خداوند در دو دسته از آیات (در موضوع ما) انسانها را مورد خطاب قرار می دهد. دسته اول آیاتی هستند که به خمیر مایه و گوهر خلت مرد و زن اشاره دارد. این آیات نشاندهنده این است که خداوند مرد و زن را از یک جنس خلق نموده و آنهارا به اندازه اعمالشان پاداش نصیب می گرداند.

ترجمه: «ای مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! که همه شما را از یک انسان آفرید، و همسر او را (نیز) از همان جنس خلق کرد، و از او« دو مردان و زنان فراوانی (در روی زمین منتشر ساخت.» (سوره نساء: آیه ۱)

ترجمه: «ای مردم! ما شما را ازیک مرد و زن آفریدیم، و تیره ها و قبیله ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، ولی گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست، خداوند دانا و خبیراست.» (سوره حجرات: آیه ۱۳)

قرآن با بیان دیگر زن و مرد لازم و ملزوم زندگی انسانی می داند:

ترجمه: «زنان شما لباس شما هستند و شما لباس آنها» (سوره بقره : آیه ۱۸۷) زنان به عنوان لباس، زینت، پوشش دهنده و حفاظت کننده مردان معرفی شده اند و متقابلا مردان نیز برای زنان چنین جایگاهی دارند، این بیان می کند که مردان و زنان مکمل یکدیگرند و در عین حال دارای جایگاه برابر.

ترجمه: «مردان و زنان با ایمان یار و یاور یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر می کنند، نماز بر پا می دارند، زکات می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند.» (سوره توبه: آیه ۷۱) اجرای دو فرضیه مهم امر به معروف و نهی از منکر توسط مردان و زنان، مشروعیت دادن به حضور اجتماعی زن و فعالیت های اجتماعی اوست. حضور مستقیم و غیر مستقیم زنان در سایر عرصه های اجتماعی همچون بر قرار کردن صلح و آشتی میان قبایل، در زمان پیامبر اکرم(ص) نمونه دیگر از فعالیت های زنان بوده است.

دختر اوس بن حارصه، نکته دان و دارای بینشی عمیق بود. وی تا زمانی که همسرش میان دو دسته از قبیله خود با فعالیت فراوان و دادن سه هزار شتر صلح و آشتی بر قرار نکرد، تن به زناشویی با وی نداد و پس از ختم غائله و ایجاد صلح و صفاء به استقبال همسر شتافت و گفت: اکنون تو شایسته همسری منی.

زنان در نهضت بزرگ اجتماعی – سیاسی هجرت نیز شرکت داشتند، مهاجرت آنان چون مردان بدون هیچ تفاوتی به عنوان یک پدیده اصیل و جدید در کلام خداوندی پذیرفته شده است.

حضرت بی بی عایشه (رض) در زمان اسلام با صحابه کرام به مباحثه می نشستند و گاهی  هم تدریس می نمودند! چنانچه از ایشان اضافه تر از دو هزار حدیث صحیح نقل شده است.

پیامبر همانگونه که با مردان بعیت نموده است با زنان نیز از جانب خداوند مکلف به بیعت نشان. این امر نشاندهنده اهمیت زن در فعالیت های سیاسی صدر اسلام بوده است.

ترجمه: «ای پیامبر! اگر زنان مومن نزد تو آمدند تا بیعت کنند، بدین شرط که هیچ کس را با خدا شریک نکنند، دزدی نکنند، زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، بهتان نزنند، فرزندی را که از آن شوهران شان نیست به آنان نسبت ندهند و در کار های نیک از تو نا فرمانی نکنند، با آنها بیعت نما و برای شان از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است.» (سوره ممتحنه: آیه ۲)

دسته دوم آیات بیشتر خطاب به مردان است، در این آیات خداوند با خطاب قرار دادن مردان آنها را ملزم به رعایت نکات مهمی در زندگی خانوادگی می نماید.

الف: ترجمه «و با آنها (زنانتان) بشایستگی (نیکی) رفتار نمایید.»  (سوره نساء: آیه ۱۹)؛ علامه طباطبایی در تفسیر المیزان از کلمه «معروف» اینگونه تفسیر می کند: «معروف به معنای هر عملی است که افکار عمومی آن را عمل شناخته شده ای بداند و با آن آشنا باشد و با ذائقه ای که اهل هر اجتماعی از نوع زندگی اجتماعی خود به دست می آورد ساز گار باشد وبه ذوق نزدند. آن عملی معروف است که هم طبق هدایت عقل صورت گرفته باشد و هم با حکم شرع و یا قانون جاری در جامعه مطابق باشد و هم با فضایل اخلاقی منافات نداشته باشد و هم سنت های جامعه آن را خلاف ادب ندانند.» (تفسیر المیزان: ۳۴۸)

ب: ترجمه «و مانند همان (وظایفی) که بر عهده زنان است به طور شایسته به نفع آنان (برعهده مردان) است.» (سوره بقره: آیه ۱۸۷)

ج: ترجمه «و برای شما حلال نیست آنچه به ایشان داده اید (چه به عنوان مهریه و چه به عنوان غیر آن) از آنان پسبگیرید، مگر اینکه زن و یا شوهر خوف رعایت نشدن حدود الهی را داشته باشند.» (سوره بقره: آیه ۲۲۹) در این آیه تأکید بر این است که زن و مرد همه تلاش خود را بایستی در برقراری، اجرا و اقامه وظایف و حدود الهی بکار گیرند.

د: ترجمه «ای کسانی که ایمان آورده اید بر شما حلال نیست که از زنان از روی اکراه ارث ببرید، آنها را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها پرداخته اید تملیک کنید.» (سوره نساء آیه ۱۹)

در مجموع از آیات فوق بر می آید که زنان و مردان را خداوند به گونه یکسان آفریده است، به هیچ کدام حق ضایع نمودن دیگری را نمی دهد. لذا در پرتو آیات فوق می توان گفت که کلی بودن آیات نشانگر این است که خداوند (ج) هر نوع خشونت را نفی می کند، مگر خشونتی که در آن حدود احکام الهی رعایت شود،  که آنهم شرایط زیادی دارد.

  1. آیات دیگر:

خداوند (ج) در آیاتی بر حسن معاشرت زن و شوهر تصریح نموده است: ترجمه«برای زنان حقوق شایسته ای بر عهده مردان است مانند حقوقی که برای مردان بر عهده آنان است» (سوره بقره: آیه ۲۲۸)

این آیه بیان می کند که حقوق ثابت و مشترکی به واسطه ازدواج میان زن و شوهر ایجاد می گردد و حقوق زوجیت یک طرفه نست. علاوه بر حقوق و وظایف اختصاصی که هر یک از زن و شوهر دارند یک سری حقوق و وظایف مشترک نیز بر عهده آنان می باشد که مهم ترین آن، خوش رفتاری زن و شوهر نسبت به یک   دیگر است تا آنان بتوانند در محیطی صمیمی با هم زندگی کنند.  (نور محمدی: ۱۳۸۹: ۲۱۷)

در زمان طلاق نیز خداوند دستوراتی ارائه نموده است. آیات روشنی بر این دارد تا مردان را تا زمان تکمیل عده از هر نوع بد رفتاری در مقابل زنان باز دارد.

ترجمه «و هر گاه زنان به پایان زمان (عده نگه داشتن) نزدیک شدند آنان را (با رجوع به زوجیت) به صورتی شایسته نگه دارید یا از آنان به طرزی شایسته جدا شوید» (سوره طلاق: آیه ۲)  ترجمه «زنان طلاق داده را (تا پایان عده نگه داشتن) به اندازه توان خود، در همان جا سکونت دهید که خود سکونت دارید و به آنان آسیب و زیان نرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ کنید (و زندگی را بر آنان سخت و دشوار سازد» (سوره طلاق: آیه ۶)

  1. بررسی آیه ۳۴ سوره نساء:

«و زنانی که از سر کشی و نا فرمانی آنان بیم دارید (در مرحله اول) پندشان دهید و (در محرله دوم) در بستر و خوابگاه ها از آنان دوری گزینید و (اگر اثر نبخشید) آنان را (به قصد تادیب، به آرامی) بزنید سپس اگر فرمان بدار شدند هیچ راهی (برای ستم) بر آنان مجویید که خدا بلند مرتبه و بزرگ است.» (سوره نساء: آیه ۳۴)

برخی با غرض ورزی خواسته اند این گونه وانمود نمایند که دین اسلام با بیان این آیه اجازه کامل به مردان داده تا هر نوع خشونت و تنبیه بدنی را نسبت به زنان روا دارند و به آنان فرمان داده تا زنان را در زیر تازیانه مشت و لگد سیاه و کبود سازند.

برای رفع این اتهام و نسبت ناروا و فهم دقیق و مناسب از آیه باید به چند نکته توجه نمود:

  1. طبیعی است که در هر زندگی مشترک زناشویی، اختلاف سلیقه هایی بروز می کند. آیه فوق در بسیار از مسایل اختلافی که بین زن و شوهر عادی است ساکت بوده و هیچ حکمی در باره آن ها صادر ننموده است و هیچ حقی برای مرد قرار نداده است که در این گونه اختلافات، به نفع او حکم صادر کرده باشد.بلکه بر عکس همان طور که در بحث «سرپرستی» اشاره گردید وظیفه مرد است که بسیاری از مشکلات و گره های زندگی زناشویی را بدون نیاز به استفاده از زور و توان جسمانی و اعمال خشونت و با استفاده از عقل و درایت و مدیریت شایسته خویش بر طرف نماید. از سوی دیگر، از مرد به عنوان سر پرست خواسته شده که با چشم پوشی از برخی حقوق خویش و رعایت اصل احسان کانون خانواده را از بروز اختلافات جدی و در گیری های خانمان سوز در امان دارد نه آن که با بر افروختن شعله آتش، اختلافات را تشدید نماید.
  2. مردان نباید از موقعیت و وظیفه سرپرستی خویش سوء استفاده نمایند و این آیه را مستند رفتار خشونت آمیز خویش قرار دهند و بگویند: حق مرد در تأدید و تنبیه زن یک حق طبیعی برای سرپرست است و وظیفه مرد است که با تنبیه زن، از فروپاشی خانواده جلو گیری نماید و ادعا کنند اگر مرد نتواند با تنبیه بدنی، زن را به اطاعت و فرمان برداری از خود وادار کند پس سرپرستی مرد مفهومی نخواهد داشت.

باید این پندار غلط و نا هنجاری رفتاری در تنبیه بدنی زن را محکوم نمود و دانست که از نظر اسلام موضوع تنبیه بدنی زن (حتی از دیدگاه موافقان تنبیه زن) در همه موارد مطرح نیست، زیرا خانه میدان کار زار نیست بلکه بر عکس، با توجه به سیره و شیوه زندگی پیشوایان دینی حت یک مورد تنبیه بدنی از سوی آنان مطرح نگردیده است. سفارش دین اسلام به ایجاد فضای مودت و محبت در کانون خانواده است. بنا بر این، نمی توان در برابر مجموع آیات و روایات فراوان و سیره زندگی پیشوایان، فقط به این آیه استناد نمود و از آن حکم کلی تنبیه زن را در تمام موارد برداشت کرد.

  1. آیه در باره زنانی است که حقوق شوهران را رعایت نمی نمایند و حالت سر کشی و نافرمانی در این زمینه دارند. اگر در مورد این گونه زنان در آخرین مرحله راه کار های ایجاد بر قراری حالت عادی در خانواده به مرد اجازه تنبیه بدنی داده است این حکم به معنای نادیده گرفتن حقوق زنان نیست، زیرا در قرآن در باره مردان سر کش نیز که حقوق همسران خویش را نادیده گرفته و رعایت نمی کنند چنین حکمی وجود دارد. «اگر زنی از سر کشی شوهرش و روی گردانی وی (از حقوق همسر داری) ترس داشته باشد پس هیچ گناهی بر آن دو نیست در این که به طور شایسته در میان خودشان صلح و آشتی بر قرار کنند و صلح و آشتی بهتر است و (گرچه در این موارد) افراد در معرض بخل ورزی هستند (و از عفو و گذشت بخل می ورزند) و اگر شما شوهران نیکی ورزید و (از سرکشی) بپرهیزید قطعا خداوند همواره به آن چه انجام می دهند آگاه است»

بنا بر این در قران« موضوع سرکشی مردان نیز مطرح گردیده است که اگر ناساز گاری و زیر پا گذاشتن حقوق از سوی آنان باشد لازم است با آنان برخورد گردد. در این موارد اگر زن از همسر خویش شکایت کند وظیفه حاکم شرع است وکه از هر طریق (گرچه با تعزیر و اجرای حکم تازیانه برای شوهر سرکش) وی را به پذیرش وظایف یا جدایی از همسر وادار نماید.

  1. در بسیاری از موارد، میان حقوق واجب که به واسطه پیمان زناشویی بر عهده زن نهاده می شود و وظیفه هایی که زن به لحاظ عرفی بر عهده می گیرد تفاوتی در نظر گرفته نمی شود. به عبارتی، تصور اولیه بسیاری از افراد این است که حقوق شوهر شامل بسیاری از وظیفه های عرفی می شود که زن با توجه به عرف جامعه خویش آن وظایف را بر عهده گرفته است.

بر اساس این برداشت نادرست، گاهی تصور ذهنی بسیاری از مردان آن است که حقوق خود را گسترده در نظر می گیرند و وظایف فراوانی بر دوش زنان می نهند که در صورت عدم انجام آن ها، زن را نافرمان دانسته و در صدد اصلاح وی و فرمان بردار نمودن او می آیند.

به عنوان نمونه، امور خانه داری (شستن، پختن، تمیز کردن منزل، بچه داری و…) از وظایف واجب زن نمی باشد. البته گرچه در روایات به صورت مستحبی اشاره گردیده که بهتر است زن آن ها را بر عهده گیرد ولی شوهر حق ندارد به زن درامور خانه داری حکم کند و آن را وظیفه زن بداند بلکه بر عکس این وظیفه مرد است که امور خانه را برای زن آماده کند. اما تأمین نیاز جنسی مرد وظیفه واجب زن است و وی باید در این مورد از شوهر اطاعت و پیروی کند مگر این که مانع شرعی و عقلی داشته باشد، زیرا زن با پیمان ازدواج، وفاداری خود را نسبت به این حق متعهد شده است. بنا بر این زن ناشزه و سر کش کسی است که حقوق واجب شوهرش را سبک شمارد و نافرمانی کند مانند زنانی که پیوسته از شوهر خود دوری می گزینند و تسلیم خواسته های جنسی شوهر نمی شوند و تامین نیاز جنسی آنان را وظیفه خود نمی دانند ودر این زمینه با کمالغرور و تکبر با شوهر فتار می کنند.

آیه ۳۴ سوره نسازئ در باره این گونه زنان در پیارایه راه کار های سه گانه پند دهی، دوری گزینی و تنبیه پیشنهاد می کند.:

مرحله اول:

در این مرحله سعی بر این است که با پند و اندرز از همسر سرکش و نافرمان بخواهد که به روش صحیح زندگی زناشویی بر گردد و وظیفه خویش را به خوبی انجام دهد. شوهر در این مرحله از زن می خواهد از هنجار شکنی دست بردارد و وظایف زناشویی را به وی یاد آور می شود. برخیاز مفسرین این مرحله را مربوط به آغاز و شروع نشانه های سر کشی زن دانسته اند که ممکن است با پند دادن، زن متوجه اشتباه خویش بشود و رفتار خود را اصلاح نماید.

مرحله دوم:

هنگامی که پند و نصیحت موثر واقع نشد و زن به رفتار ناشایست خویش ادامه داد راه کار دوم برای اعلام نارضایتی مرد نسبت به رفتار نادرست زن آن است که از وی دوری گزیند که مفسرین به پنج شیوه دوری گزیدن اشاره نموده اند:

  • از آمیزش جنسی با وی خود داری ورزد
  • از بستر و خوابگاه وی کناره گیری نماید
  • در بستر و خوابگاه وی باشد ولی به وی پشت کند.
  • نزد زن نرود و در بستر وی نخوابد و با وی در سخن گفتن، غذا خوردن و معاشرت دوری گزیند.
  • وی را در خانه نگهداری کند و رفت و آمد وی را محدود نماید.

اما از آن مفهومی که در روایات وجود دارد می توان فهمید منظور از طرد کردن و دوری گزیدن مفهوم سوم است که فقط در بستر خواب، به زن پشت کند، زیرا این شیوه مناسب ترین راه تنبیه است که در آن شدت و سختی وجود ندارد و باعث تحریک احساسات زن می شود تا شاید از رفتار ناشایست خویش دست بردارد اما سایر روش های مطرح شده ممکن است باعث شدت بخشیدن به رفتار ناشایست زن گردد.

مرحله سوم:

مرحله سوم مرحله تنبیه است، البته از پیامبر بزرگ اسلام روایت است که تنبیه باید به گونه ای باشد که به زن آسیب بدنی وارد نگردد. (نور محمدی: ۱۳۸۹: ۲۳۰)

  1. احادیث و روایات:

پیامبر گرامی اسلام می فرماید:

  • هر کس با فردی که ناچار به معاشرت با وی است به نیکی رفتار ننماید تا خدا راه رهایی و خروجی برای او قرار دهد خردمند نیست.
  • بهترین شما، خوش اخلاق ترین شما نسبت به همسرانشان می باشید. (سنن ترمذی: ح۱۱۶۵)
  • نیک خویی و خوش اخلاقی مودت و محبت را استوار می سازد.
  • گشاده رویی کینه ها را می زداید.
  • هر کس از شما خوش اخلاق تر است نزد من محبوب تر است.
  • از نشانه  های سعادت و خوش بختی مرد، خوش اخلاقی وی است و از (نشانه های) بد بختی وی نیز بد اخلاقی اوست. (نورمحمدی: ۱۳۸۹: ۲۱۹)

همچنان پیامبر در رابطه به نیکی کردن می فرماید:

  • نسبت به زنان نیکی ورزید، زیرا آنان، نزد شما امانت و عاریه هستند.
  • خداوند شما را در باره زنان به نیکی سفارش می کند، زیرا آنان، زنان، مادران، دختران و خاله های شما هستند.
  • نشستن مرد نزد همسرش پیش خداوند متعال محبوب تر از اعتکاف در مسجد من است.  (همان: ۱۳۸۹:۲۲۱)

حضرت علی (ع) نیز می فرماید:

  • خداوند را در آن چه بر شما واجب کرده و شما را به آن فرمان داده پیروی کنید (که یکی از آن موارد) نیکی کردن به زنان است. (من لا یحضره القیه: ۵۱۷)

در رابطه به صبر و شکیبایی نیز پیامبر بزرگ اسلام می فرماید:

  • آگاه باشید هر کس بر خوی زن بد اخلاق خویش صبر و تحمل نماید و از خداوند انتظار پاداش شکیبایی و تحمل خویش را داشته باشد خداوند به او پاداش شکر گزاران را می دهد.
  • هر کس نسبت به همسرش حتی به شنیدن یک کلمه ناروا تحمل و شکیبایی ورزد خداوند او را از آتش آزاد و رها می سازد و بهشت را بر او واجب می نماید و برای آن مرد دو صد هزار نیکی نوشته می شود و دوصد هزار بدی از او پاک و زدوده می گردد و مرتبه وی دوصد هزار درجه بالا می رود و خداوند در برابر هر مویی که بر بدن اوست عبادت یک سال را می نویسد. (نورمحمدی: ۱۳۸۹: ۲۲۲)

در رابطه به تنبیه بدنی نیز پیامبر چنین می فرماید:

  • بد ترین مردان شما کسی است که تهمت زننده، خسیس و بد زبان باشد و همسرش را کتک بزند.
  • من در شگفتم از کسی که زن خود را می زند در حالی که خودش به کتک خوردن سزاوار تر است. زنانتان را با چوب نزدنید که قصاص دارد.
  • هر مردی که به همسرش سیلی بزند خداوند فرشته مالک آتش جهنم را فرمان می دهد که در گرمای آتش جهنم هفتاد سیلی به او زده شود و هر مردی از شما که دستش را بر موهای زن مسلمانش قرار دهد و آن را بکشد دستش با میخ هایی از آتش جهنم میخ کوب خواهد شد. (همان: ۱۳۸۹: ۲۲۳)

 

منابع:

  1. سوره نحل، آیه ۵۸
  2. سوره نحل، آیه ۵۹
  3. سوره نساء، آیه ۱
  4. سوره حجرات، آیه ۱۳
  5. سوره بقره، آیه ۱۸۷
  6. سوره توبه، آیه ۷۱
  7. سوره ممتحنه ، آیه ۲
  8. سوره نساء، آیه ۱۹
  9. تفسیر المیزان
  10. سوره بقره، آیه ۱۸۷
  11. سوره بقره، آیه ۲۲۹
  12. سوره نساء، آیه ۱۹
  13. سوره بقره، آیه ۲۲۸
  14. سوره طلاق، آیه ۲
  15. سوره طلاق، آیه ۶
  16. سوره نساء، آیه ۳۴
  17. سنن ترمذی، ح ۱۱۶۵
  18. من لا یحضره الفقیه
  19. نور محمدی، دکتر غلام رضا، نفی خشونت علیه زنان از نگاه علم و دین، نشر مرکز امور زنان و خانواده، ۱۳۸۹